یعنی اینا خیالیه فقط یه قاب خالیه داشتن توبرای من آرزوی محالیه
دلم می خواست بازم تورو یه شب تو خواب ببینمت
مثل گلای نیلوفر ازروی آب بچینمت
بازم می شد با همدیگه کنار دریا بشینیم
یا بپریم به آسمون آبی عشقو ببینیم
دلم می خواست با همدیگه تنهایرو قال بزاریم
دل بکنیم ازاین قفس برای هم بال بزاریم
سر بزاریم رو دوش هم برای هم گریه کنیم
باهمه مهربون باشیم برای هم گریه کنیم
افسانه شراب
اون به هیچکس دل نمی بنده ولی همه به اون دل میبندند
یه بار عاشق کسی شد که خیال می کرد دلش داغ شقایق داردو نگاهش آبی آسمان
اما افسوس که ....
بگو کی بود تورو به گریه انداخت
کی بود که از بغضت ترانه می ساخت
کی بود که بی وقفه تورو نفهمید
کی بهتر از تو رنگارو می شناخت
بگو کی بود رنگ صداتو دزدید
کی بود کی بود ترانه هاتو دزدید
کی بود که از سایه تو می ترسید
از کوچه ها صدای پاتو دزدید
تقدیم به دوست و خواهر بزرگترم شراب دانلود
با من بگو از عشق ای آخرین معشوق که برای رسوایی دنبال بهونم
با بوسه ای آروم خوابمرو دزدیدی تو شدی تعبیر رویای شبونم
من تو نگاه تو دنیامو میبینم فردای شیرینم نازنین من
چشمای تو افسانه نیست که تموم خوابو خیالم بود
تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکر محالم بود
شبهای تنهایی هم رنگ گیسوته آغوشتو وا کن بانوی مهتابی
دلوا پسیهامو با خنده ای کم کن که تویی پایان...
DownLoaD
s.85.11.28
فـدای چـشـمات اگه چشمام بارونیه
فـدای چـشـمات اگه گریم پنهونیه
فـدای چـشـمات اگه هنوز پریشونم بخاطر تو
فـدای چـشـمات تلخی لحظه های من
فـدای چـشـمات لرزیدن صدای من
فـدای چـشـمات اگه خرابو داغونم بخاطر تو
DOWNLOAD
آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه میرفت
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان می کردم میگوید دوستت دارم
نمی خوام به جز من دوستدار یکی دیگه بشی
نمی خوام لحظه ای حتی به فکر یکی دیگه باشی
نمی خوام صفای خنده ات را یکی دیگه ببینه
نمی خوام کسی نامش به لبهای تو بشینه
نمی خوام که نقش چهره ای در خاطرت بمونه
نمی خوام نگاهی ،به نگاه پاکت بیفته
نمی خوام به غیرازمن یکی دیگه دستتو بگیره
نمی خوام که بین ما جدایی خونه کنه
نمی خوام..................................
گفتم شاید ندیدنت از خاطرم دورت کنه دیدم ندیدنت فقط می تونه 190 تارو پر بکنه
گفتم صداتونشنوم شایدکه ازیادم بری دیدم توگوشام صدات میاد که داری با خودت لج میکنی
ندیدنو نشنیدنو دستی کشیدن عشقتوازدلم نبرد فقط دونستم بی تو اقبال پرپرشدو گم شدو مرد
بعد از اون شب حتی یه بارم نمی شد هل نداد همش میگفتم با خودم نکنه الگانس از یه جایی در بیاد
این روزا محتاج توام من نمی گم دلم میگه فردا اگه مردم نیا چه فایده نوش دارو دیگه